محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
293
خلاصة الحكمة ( فارسى )
غشاء خارجى - به سبب مجاورت و اتّصال او به جوهر دماغ به واسطهء شظاياى عصبانيه از طريق شئون - مانند صداعِ حادث از ضربه و سقطه كه بر آن طبقه واقع شود . [ فايده ] : و بعض اطبّاء نشمردهاند اين طبقه را با طبقهء شبكيه و عنكبوتيه از جملهء طبقات ؛ براى آن كه اينها شبيه به رباطِ عيناند [ و ] از بيرون نيستند كه پوشيده باشند طبقه [ اى ] را كه التحام يافته است به آن ساير طبقات بعضى فوق بعضى . پس طبقات نزد ايشان چهار مىباشد نه هفت . و چهارده مرض متعلّق بدين است و - ان شاء اللّه تعالى - در معالجات خواهد آمد . « 1 » طبقه دوم : قرنيه است : آن ، طبقه [ اى ] است صلبِ شفّافِ بىرنگ [ كه ] برآمده مانند « قرن » - كه شاخ نامند - به سبب مشابهتِ شكل و هيأت بدان . و از جهتِ [ همين ] كمال شفّافى و بىرنگى ، حاكى و مبين رنگ طبقه [ اى ] است كه در زير آن است كه طبقهء « عنبيه » باشد . و منشأ آن ، اطراف طبقهء صلبيه است . [ اين طبقه ] ، وقايه و پناهِ بر آن طبقات زيرين و رطوبات است و از اين جهت ، به اقتضاى حكمت بالغه و صنعت كاملهء حكيم و صانع على الإطلاق - عزّ و جلّ - صلب و صاحب چهار طبقه آفريده شد . و طبقهء بيرونى [ آن ] از همه صلبتر است ؛ براى آن كه متّصل به ظاهر و آفات است كه اگر آفتى به يكى رسد ، ديگرى سالم و قائم مقام آن باشد در حفظ . و اين [ طبقه ] بعد از ملتحمه است . فايدهء شفّافى و عدم لون آن ، آن است كه حاجبِ شعاع و نفوذ نور و مانع انطباع اشباح مرئى در ثقبهء عنبيه و از آن به جليديه نباشد . و آن ، به منزلهء « قنديل » زجاجى است از براى « چراغ » نور جليديه در برابر آفات خارجيه ، و مانع نبودن نفوذ روح و بروز آن از خارج و داخل .
--> ( 1 ) . محمد حسين علوى عقيلى شيرازى ، معالجات ، مطبع حاجى محمدى ، هند 1274 ه - . ق ، ج 1 ص 200 : امراض ملتحمه ده است .